6تکلیف نجار در آستانه هدفمندی یارانه ها+مدرک
|
|
در آستانه اجرای قانون هدفمندی یارانهها با محوریت اصلاح قیمتها، 6 تکلیف جدید دولت به تولیدکنندگان و واردکنندگان ابلاغ شد.
این مصوبه نمایندگان ویژه رئیس جمهور در کارگروه کنترل بازار با امضای محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور و رئیس کارگروه کنترل بازار ابلاغ شده است.
براساس این مصوبه، واحدهای تولیدی موظفند نسبت به درج قیمت مصرف کننده بر کلیه محصولات خود در چارچوب ضوابط مصوب سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولید کنندگان اقدام کنند.
همچنین واحدهای تولیدی موظفند قیمتهای مصرف کننده را در سامانه ای که توسط سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولید کنندگان اعلام می شود برای اطلاع مصرف کنندگان اعلام کنند.
در این مصوبه می خوانیم: وارد کنندگان کالاها موظفند نسبت به درج قیمت مصرف کننده در چارچوب ضوابط سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولید کنندگان بر کالاها و فاکتورهای صادره و برای توزیع کنندگان و واحدهای پخش و اعلام قیمتها در سامانه سازمان حمایت اقدام کنند. در همین حال، وزارت بازرگانی موظف است سیستم درج ایران کد را برای کلیه کالاهای وارداتی اجرا کند.
البته به منظور پیشگیری از افزایش غیر منطقی قیمت کالا و خدمات تولیدی، هر گونه افزایش قیمت توسط واحدهای تولیدی و وارداتی و خدماتی بدون هماهنگی با سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان ممنوع است.
در پایان این مصوبه تصریح شده است: کالاها و محصولاتی که قبل از تاریخ 1/8/1389 بدون ثبت سفارش و یا به صورت بدون انتقال ارز وارد گمرکات کشور شده اند صرفا از اخذ مجوز واردات از وزارت جهاد کشاورزی معاف می باشند، در سایر موارد تصمیم نامه شماره 169889/ ت 45463 ن مورخ 1/8/1389 ملاک عمل است.
|
|
آرشيو نظرات آرشيو نظرات آرشيو نظرات |
|

|
حمله مستقیم موسوی به امام خمینی (ره) امام با پذیرش قطعنامه به اشتباه جنگ اعتراف کرد!
|
|
يكي از عناصر زمينه ساز فتنه 88، ضمن دفاع مجدد از حرمت شكنان عاشوراي سال گذشته، مدعي خطاي حضرت امام در دفاع مقدس شد!
ميرحسين موسوي كه عناصر بهايي هتاك و منافقين دستگير شده در حرمت شكني عاشوراي سال گذشته را مردان خداجو خوانده بود، در مقاله اي به بهانه محرم مدعي شد حرمت شكنان، عزاداران معترض بودند و سينه شان مالامال از عشق بود و حسين حسين مي گفتند.
وي كه بارها به خاطر خيانت به كشور و ملت مورد پشتيباني سران آمريكا و رژيم صهيونيستي و انگليس قرار گرفته، براي نهضت عاشورا قلمفرسايي كرده و سپس در حالي كه به نقش حضرت امام در دفاع مقدس مي پرداخت نوشت: كيست كه از ياد ببرد همه جاي ايران ميدان حماسه بود و كيست كه از ياد ببرد در زماني كه به ناچار تن به صلح داده شد، همين مردم رنج ديده اما پايدار، در مقابل چندچهرگاني كه به دامان و ياري متجاوز پناه آورده بودند، قد علم كردند و بدين گونه نشان دادند كه تصميم براي ترك جنگ، نه از روي بزدلي و بي اعتقادي، كه از سر درايت و آينده بيني است. نشان دادند كه خطاي رهبرانشان را با ايمان به صداقت آنان بخشودني مي دانند و اعتراف به خطا]؟
|
خاتمي:چشم فتنه رادربياريد+عكس
|
|
سيدمحمد خاتمي، رئيسجمهور وقت ايران، در نامهاي به وزير اطلاعات نوشت: «اگر چشم فتنه در نيايد منشاء خسارتهاي فراوان ميشود.» و «نبايد ذرهاي از فتنهي خطرناكي كه ريشه در درون دارد، غافل ماند.»

پس از اينكه اصلاحطلبان توانستند در انتخابات دوم خرداد 76 از رقبا پيشي گرفته و پيروز شوند، براي افزايش قدرت خود و كاهش قدرت مابقي سازمانها و نهادها، دست به طرحريزي سناريوهاي متفاوتي زدند. اصلاحطلبان (بخوانيد براندازان) به خوبي به اين نكته دست يافته بودند كه بايد ابتدا از نهادهاي نظامي و امنيتي شروع كنند و قبل از هر اقدامي چنين نهادهايي را تضعيف كنند. كه تضعيف نهادهاي امنيتي منجر به تضعيف نظام خواهد شد. آنان براي اينكه سه نهاد امنيتي- نظامي جمهوري اسلامي ايران يعني وزارت اطلاعات، نيروي انتظامي و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را تضعيف كرده و در اذهان عمومي بد جلوه دهند سه سناريو طراحي كردند. سناريوي «قتلهاي زنجيرهاي» براي تضعيف وزارت اطلاعات، سناريوي «كوي دانشگاه» براي تضعيف نيروي انتظامي و سناريوي ترور سعيد حجاريان براي تضعيف «سپاه پاسداران».
اصلاحطلبان توانستند دو طرح اول خود را به خوبي پيش برده و به بسياري از اهداف خود برسند اما ماجراي ترور حجاريان آنطور كه پيشبيني شده بود درست از آب در نيامد. بنابراين سعي كردند در يك اقدام رو به جلو، نهايت استفاده از آن را ببرند. براي انجام اين امر، سيدمحمد خاتمي، رئيسجمهور وقت ايران، در نامهاي به وزير اطلاعات نوشت: «اگر چشم فتنه در نيايد منشاء خسارتهاي فراوان ميشود.» و «نبايد ذرهاي از فتنهي خطرناكي كه ريشه در درون دارد، غافل ماند.»
با اين فرافكني چنين در اذهان عمومي جلوهگر شد كه ترور حجاريان كار سپاه پاسداران بوده است. به خصوص اينكه ضارب او عليالظاهر عضو نيروهاي بسيج بود.
آن روزها اگر كسي در تحليلها ميگفت كه كار، كار خود اصلاحطلبان است و آنان از اين طريق سعي در باجخواهي از نظام دارند و تصميم گرفتهاند با چنين اعمالي پروژهي فروپاشي از درون نظام را عملي كنند، كمتر كسي بود كه باور كند. اما حالا بعد از گذشت ده سال از آن روزها و ماجراها و حوادثي كه پس از انتخابات سال قبل اتفاق افتاد بهتر ميتوان در مورد آن به قضاوت نشست. عليالخصوص آنكه شاهد بوديم هم «سعيد حجاريان» و هم ضارب وي يعني «سعيد عسگر» هر دو در ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي مشغول فعاليت بودند. در حوادث پس از انتخابات مردم فهميم ايران به خوبي دريافتند كه آتش فتنه از زير كدام خاكستر بلند ميشود و چه كساني بر خاكستر فتنه لحظه به لحظه ميدمند. نگاهي دقيقتر به تاكتيكها و تكنيكهايي كه آنان در اين يك سال و اندي اتخاذ كردهاند به خوبي نشان از آن گفتار رهبر انقلاب ميدهد كه فرمودند براندازان از بيست سال پيش به فكر فروپاشي نظام بودهاند.»
|
|
 |
سازمان سیا به ما گفته بود تقلب شده!
|
|
موسوي پس از 20 سال حاشيه گزيني و تنزه طلبي سوال برانگيز به بهانه انتخابات رياست جمهوري به عرصه بازگشت و تقلب در انتخابات را بهانه اي براي اجراي پروژه آشوب و كودتاي مخملي قرار داد بي آن كه طي 18 ماه گذشته كوچك ترين سندي براي ادعاي تقلب ارائه كند.
مهره آلت دست سرويس هاي جاسوسي بيگانه در فتنه 88 بالاخره سند تقلب در انتخابات را پيدا كرد!
هامون نیوز به نقل از صراط: موسوي پس از 20 سال حاشيه گزيني و تنزه طلبي سوال برانگيز به بهانه انتخابات رياست جمهوري به عرصه بازگشت و تقلب در انتخابات را بهانه اي براي اجراي پروژه آشوب و كودتاي مخملي قرار داد بي آن كه طي 18 ماه گذشته كوچك ترين سندي براي ادعاي تقلب ارائه كند. وي با اين حال اخيراً با استناد به پروژه مشكوك ويكي ليكس مدعي شد كه اين اسناد نشان مي دهد در انتخابات تقلب شده است.
موسوي در گفت وگويي كه سايت وي منتشر كرده در ارزيابي اسناد ويكي ليكس و اينكه چه آثاري مي تواند داشته باشد گفت: سندهاي مربوط به تقلب انتخاباتي بسيار قابل توجه است به ويژه آنجا كه اشاره مي شود اصولا رأي ها شمرده نشده است، يعني همان كودتاي انتخاباتي. شما اگر به مصاحبه برادر گرامي «محتشمي پور» كه چند روز پس از انتخابات صورت گرفت مراجعه كنيد خواهيد ديد كه به همين مسئله تلويحاً اشاره مي كند.
ادعاي اخير موسوي مستند به ادعاي ويكي ليكس، و آن هم مستند به ادعاي سفارت آمريكا در عشق آباد است كه بي هيچ سند و مدركي ادعا مي كند موسوي 26 ميليون و كروبي 12 ميليون رأي (مجموعاً 38 ميليون رأي!! از مجموع حدود 40 ميليون رأي) را به دست آورده اند! موسوي در اين استناد به پروژه آمريكايي ها توضيح نداده كه حتي اگر ادعاي ويكي ليكس اصالت هم داشته و مربوط به سفارت آمريكا باشد، ديپلمات آمريكايي در عشق آباد چگونه آراي وي و كروبي را شمرده و آمار كذايي را به دست آورده است! الا اينكه تصور كنيم اساساً سند «عشق آبادي»! براي درآوردن امثال موسوي و كروبي از چاه خود ساخته بوده است.
نكته بامزه ديگر در مصاحبه موسوي كه هماهنگي و اطاعت كامل وي از پروژه هاي جنگ رواني سرويس جاسوسي آمريكا را بيشتر نشان مي دهد، همزباني موسوي با كساني چون هيلاري كلينتون و رابرت گيتس در القاي «ماجراجويي، ضعف و انزواي ايران در منطقه»! است يعني همان سناريويي كه آمريكايي ها تلاش مي كنند به جبران شكست هاي زنجيره اي از ايران به اجرا بگذارند و شكست واقعي را با توهم پراكني جبران كنند.
به ادبيات آمريكايي موسوي دقت كنيد: اسناد منتشره، وضعيت شكننده ما را در منطقه به خوبي نشان مي دهند، وضعيتي كه خودمان به آن دامن زده ايم به جاي هفت مرتبه به نيويورك رفتن اگر روي كشورهاي همسايه بيشتر سرمايه گذاري مي كردند، بيشتر نتيجه مي گرفتند. وحشت پراكني و سخنان بدون حساب و ضعف مفرط ديپلماسي و نمايش افراطي قدرت نظامي منجر به آن شده كه با خيال پردازي از ايجاد ارتباط سازنده با كشورهاي منطقه غافل شده اند و عملاً يك متحد واقعي در كشورهاي همسايه نداريم.
اين مهره ورشكسته و عنود البته ترجيح داد به دلايل كاملا روشن، به روي كار آمدن متحدان جمهوري اسلامي ايران در عراق يا استقبال تاريخي مردم و مقامات لبنان از رئيس جمهور كشورمان اشاره اي نكند همچنان كه به هنگام سفر رئيس جمهور به قطر و حضور در نشست كشورهاي خليج فارس هم همين فتنه گران سياسي داخلي عليه سفر اعتمادساز مذكور موضع گرفتند! درباره 7سفر نيويورك نيز بايد يادآور شد كه 6سفر از 7 سفر براي شركت در نشست مجمع عمومي سازمان ملل با حضور سران كشورها بوده كه به اعتراف دشمنان و دوستان، سفرهايي جريان ساز بوده است و سفر هفتم نيز مربوط به حضور رئيس جمهور در اجلاس بازنگري ان پي تي است كه ديپلماسي موفق ايران، آمريكا و رژيم صهيونيستي را به انزوا برد و اولين بار بيانيه عليه برنامه هسته اي اسرائيل صادر شد.
موسوي در اين مصاحبه همچنين به شيوه اي ناشيانه و با فرار به جلو گفته است «جريان حاكم 20 سال براي يكدست كردن كشور طراحي كرده بود. اقتدار گرايان به دنبال حذف همه فضا از منتقدين و معترضين بودند» وي ادعا كرده كه «بنده فقط يكي از سنگ هاي سر راه بودم و بعد از انتخابات 2 ماه طول كشيد بنده اعتقاد پيدا كنم مناظره كذايي نه براي از بين بردن بنده يا آقاي كروبي بلكه براي تصفيه حساب كامل با همه نيروهاي رقيب و يكدست كردن كشور بوده است.
اين اظهارات در حالي است كه با وجود شناخت مسئولان از جريان هاي مديريت كننده موسوي و كروبي، به اين دو عنصر كوك شده و گروهك ها و بيگانگان اجازه حضور در رقابت هاي سياسي داده شد؛ اتفاقي كه در هيچ يك از نظام هاي سياسي دنيا سابقه ندارد. موسوي البته به خيال خود با زرنگي تلاش كرده از پاسخ به سوال اصلي بگريزد و آن اينكه، با چه توجيهي تبديل به اسم رمز و مجري پروژه كودتاي مخملي سرويس هاي جاسوسي سيا، ام آي6 و موساد شد و پذيرفت در كنار دامن زدن به آشوب، فضاي حمايت از آمريكا و رژيم صهيونيستي را در روز قدس و 13 آبان 88 فراهم كند و پس از آن نيز بستر هتاكي عليه حضرت امام خميني و ميراث بزرگ ايشان (جمهوري اسلامي و قانون اساسي و ولايت فقيه) را مهيا سازد؟! و با چه محاسبه اي سران آمريكا و رژيم صهيونيستي و انگليس از خيانت هاي وي به كشور و ملت و نظام به طور صريح حمايت كردند؟!
موسوي در حالي كه باني حاشيه سازي در روز قدس سال گذشته- به همراه كروبي- و سر دادن شعار نه غزه نه لبنان بود، اكنون در مصاحبه خود ادعا مي كند «ترورهاي اخير دانشمندان هسته اي به خوبي نشان مي دهد حمايت ما از ملت فلسطين و لبنان غير از جنبه هاي اخلاقي تا چه اندازه در جهت منافع ملي ماست».
برخلاف اين ادعا، موسوي مكرراً و از جمله در تبليغات انتخاباتي سياست جمهوري اسلامي در حمايت از لبنان و فلسطين را تخطئه مي كرد و پر هزينه و ماجراجويانه مي خواند اما با مشاهده استقبال گرم مردم لبنان از دكتر احمدي نژاد، جواب خود را گرفت.
يادآور مي شود هرگاه مقامات آمريكايي به ويژه وزيران خارجه و دفاع، و رئيس سازمان سيا به جنگ رواني و راه اندازي موج تبليغاتي عليه جمهوري اسلامي نياز پيدا مي كنند، تصادفاً موسوي و عناصر همسو با وي با چند روز فاصله دست به كار مي شوند و همان تبليغات آمريكايي را تكرار مي كنند! كه در ماجراي تحريم ها عليه ايران و صدور قطعنامه 1929 با تخطئه سياست خارجه ايران و پروژه ويكي ليكس و... بارها نمود پيدا كرده است.
|
|
« این همه لشگر آمده ؛ به عشق رهبر آمده.»


مهره آلت دست سرویس های جاسوسی بیگانه در فتنه 88 بالاخره سند تقلب در انتخابات را پیدا کرد!
موسوی پس از 20 سال حاشیه گزینی و تنزه طلبی سوال برانگیز به بهانه انتخابات ریاست جمهوری به عرصه بازگشت و تقلب در انتخابات را بهانه ای برای اجرای پروژه آشوب و کودتای مخملی قرار داد بی آن که طی 18 ماه گذشته کوچک ترین سندی برای ادعای تقلب ارائه کند. وی با این حال اخیراً با استناد به پروژه مشکوک ویکی لیکس مدعی شد که این اسناد نشان می دهد در انتخابات تقلب شده است.
موسوی در گفت وگویی که سایت وی منتشر کرده در ارزیابی اسناد ویکی لیکس و اینکه چه آثاری می تواند داشته باشد گفت: سندهای مربوط به تقلب انتخاباتی بسیار قابل توجه است به ویژه آنجا که اشاره می شود اصولا رأی ها شمرده نشده است، یعنی همان کودتای انتخاباتی. شما اگر به مصاحبه برادر گرامی «محتشمی پور» که چند روز پس از انتخابات صورت گرفت مراجعه کنید خواهید دید که به همین مسئله تلویحاً اشاره می کند.
ادعای اخیر موسوی مستند به ادعای ویکی لیکس، و آن هم مستند به ادعای سفارت آمریکا در عشق آباد است که بی هیچ سند و مدرکی ادعا می کند موسوی 26 میلیون و کروبی 12 میلیون رأی (مجموعاً 38 میلیون رأی!! از مجموع حدود 40 میلیون رأی) را به دست آورده اند! موسوی در این استناد به پروژه آمریکایی ها توضیح نداده که حتی اگر ادعای ویکی لیکس اصالت هم داشته و مربوط به سفارت آمریکا باشد، دیپلمات آمریکایی در عشق آباد چگونه آرای وی و کروبی را شمرده و آمار کذایی را به دست آورده است! الا اینکه تصور کنیم اساساً سند «عشق آبادی»! برای درآوردن امثال موسوی و کروبی از چاه خود ساخته بوده است.
نکته بامزه دیگر در مصاحبه موسوی که هماهنگی و اطاعت کامل وی از پروژه های جنگ روانی سرویس جاسوسی آمریکا را بیشتر نشان می دهد، همزبانی موسوی با کسانی چون هیلاری کلینتون و رابرت گیتس در القای «ماجراجویی، ضعف و انزوای ایران در منطقه»! است یعنی همان سناریویی که آمریکایی ها تلاش می کنند به جبران شکست های زنجیره ای از ایران به اجرا بگذارند و شکست واقعی را با توهم پراکنی جبران کنند.
به ادبیات آمریکایی موسوی دقت کنید: اسناد منتشره، وضعیت شکننده ما را در منطقه به خوبی نشان می دهند، وضعیتی که خودمان به آن دامن زده ایم به جای هفت مرتبه به نیویورک رفتن اگر روی کشورهای همسایه بیشتر سرمایه گذاری می کردند، بیشتر نتیجه می گرفتند. وحشت پراکنی و سخنان بدون حساب و ضعف مفرط دیپلماسی و نمایش افراطی قدرت نظامی منجر به آن شده که با خیال پردازی از ایجاد ارتباط سازنده با کشورهای منطقه غافل شده اند و عملاً یک متحد واقعی در کشورهای همسایه نداریم.
این مهره ورشکسته و عنود البته ترجیح داد به دلایل کاملا روشن، به روی کار آمدن متحدان جمهوری اسلامی ایران در عراق یا استقبال تاریخی مردم و مقامات لبنان از رئیس جمهور کشورمان اشاره ای نکند همچنان که به هنگام سفر رئیس جمهور به قطر و حضور در نشست کشورهای خلیج فارس هم همین فتنه گران سیاسی داخلی علیه سفر اعتمادساز مذکور موضع گرفتند! درباره 7سفر نیویورک نیز باید یادآور شد که 6سفر از 7 سفر برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل با حضور سران کشورها بوده که به اعتراف دشمنان و دوستان، سفرهایی جریان ساز بوده است و سفر هفتم نیز مربوط به حضور رئیس جمهور در اجلاس بازنگری ان پی تی است که دیپلماسی موفق ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی را به انزوا برد و اولین بار بیانیه علیه برنامه هسته ای اسرائیل صادر شد.
موسوی در این مصاحبه همچنین به شیوه ای ناشیانه و با فرار به جلو گفته است «جریان حاکم 20 سال برای یکدست کردن کشور طراحی کرده بود. اقتدار گرایان به دنبال حذف همه فضا از منتقدین و معترضین بودند» وی ادعا کرده که «بنده فقط یکی از سنگ های سر راه بودم و بعد از انتخابات 2 ماه طول کشید بنده اعتقاد پیدا کنم مناظره کذایی نه برای از بین بردن بنده یا آقای کروبی بلکه برای تصفیه حساب کامل با همه نیروهای رقیب و یکدست کردن کشور بوده است.
این اظهارات در حالی است که با وجود شناخت مسئولان از جریان های مدیریت کننده موسوی و کروبی، به این دو عنصر کوک شده و گروهک ها و بیگانگان اجازه حضور در رقابت های سیاسی داده شد؛ اتفاقی که در هیچ یک از نظام های سیاسی دنیا سابقه ندارد. موسوی البته به خیال خود با زرنگی تلاش کرده از پاسخ به سوال اصلی بگریزد و آن اینکه، با چه توجیهی تبدیل به اسم رمز و مجری پروژه کودتای مخملی سرویس های جاسوسی سیا، ام آی6 و موساد شد و پذیرفت در کنار دامن زدن به آشوب، فضای حمایت از آمریکا و رژیم صهیونیستی را در روز قدس و 13 آبان 88 فراهم کند و پس از آن نیز بستر هتاکی علیه حضرت امام خمینی و میراث بزرگ ایشان (جمهوری اسلامی و قانون اساسی و ولایت فقیه) را مهیا سازد؟! و با چه محاسبه ای سران آمریکا و رژیم صهیونیستی و انگلیس از خیانت های وی به کشور و ملت و نظام به طور صریح حمایت کردند؟!
موسوی در حالی که بانی حاشیه سازی در روز قدس سال گذشته- به همراه کروبی- و سر دادن شعار نه غزه نه لبنان بود، اکنون در مصاحبه خود ادعا می کند «ترورهای اخیر دانشمندان هسته ای به خوبی نشان می دهد حمایت ما از ملت فلسطین و لبنان غیر از جنبه های اخلاقی تا چه اندازه در جهت منافع ملی ماست».
برخلاف این ادعا، موسوی مکرراً و از جمله در تبلیغات انتخاباتی سیاست جمهوری اسلامی در حمایت از لبنان و فلسطین را تخطئه می کرد و پر هزینه و ماجراجویانه می خواند اما با مشاهده استقبال گرم مردم لبنان از دکتر احمدی نژاد، جواب خود را گرفت.
یادآور می شود هرگاه مقامات آمریکایی به ویژه وزیران خارجه و دفاع، و رئیس سازمان سیا به جنگ روانی و راه اندازی موج تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی نیاز پیدا می کنند، تصادفاً موسوی و عناصر همسو با وی با چند روز فاصله دست به کار می شوند و همان تبلیغات آمریکایی را تکرار می کنند! که در ماجرای تحریم ها علیه ایران و صدور قطعنامه 1929 با تخطئه سیاست خارجه ایران و پروژه ویکی لیکس و... بارها نمود پیدا کرده است.